شناسه خبر:11107

حکومت افغانستان؛ تضاد با دموکراسی و صلح؟

  • انداز قلم

18 دلو 1397 / در چنین زمان حساسی که خونریزی‌ افغانستان را تا این‌ دَم، در ماتم سوگواری‌های دوامدار نظامی و غیرنظامی قرار داده است، موضوع صلح افغانستان به طور بی‌سابقه با بیم‌ و امیدهای فراوان بر کانون‌های سیاست سایه انداخته است. برای حفظ ارزش‌های دموکراتیک چون آزادی بیان، آزادی فردی، آزادی دینی و مذهبی، برابری، اتحاد ملی، همه‌شمول بودن قدرت، حاکمیت قانون، وغیره لازم است که قواعد و اصول سیاست‌ورزی بازیگران داخلی روشن شود تا ارزش‌های اساسی کشور قربانی بازی‌های کوتاه‌مدت کمپاینی و بزکشی‌های مُد روز نگردد. لذا برای انجام این کار، افغانستان نیازمند یک زعامت و چتر همه‌شمول بوده تا در این برهه‌‌ی حساس تاریخی، از منافع عمومی و ارزش‌های دموکراتیک دفاع نموده و نگذارد که این ارزش‌ها، قربانی بازی‌های سلیقه‌ای و تقسیمات قدرت‌گیری درانتخابات گردند. لذا رهبری دولت افغانستان به خاطر خنثی ساختن برنامه حکومت مؤقت، نباید منافع نظام و ملت را به خاطر تئوری‌پروری های ذهنی، قدرت‌طلبی ها و حفظ منافع فردی خویش، قربانی کرده، بل باید ابتکار عمل را طوری مسئولانه بدست گیرد که با تفکیک تضاد منافع از انتخابات پیشرو منصرف گردد. ‏‎حمایت از نظام و ساختار دولت در افغانستان، به معنا و مفهوم حمایت از حکومت نیست. در ضمن رد کردن و از بین بردن یک نظام دموکراتیک، نیز می‌تواند تحت پوشش قدرت‌خواهی و اقتدارطلبی گروه‌های کوچک، زیر عنوان حکومت نیز خیلی عملی صورت گیرد. لذا نباید تفکیک این دو را قربانی کمپاین‌های انتخاباتی پیش رو نمود که همه در آن به نحوی با سلیقه‌‌های خیلی آتشین آغشته‌اند. حکومت زمانی می‌تواند از قدرت، صدا و آرمان های برابری یک ملت، یک نسل، مردم، و بالاخره یک نظام ، نمایندگی قانونمند و مشروع کند که امانت‌داری‌اش را در زعامت ملی، فراتر از همه موارد جذاب خود محوری و منافع فردی، به‌ ثبوت رسانیده تا باشد قهرمان صلح و جنگ کشورش گردد. پس باید حکومت قرارداد اجتماعی را که تحت عنوان قدرت دموکراتیک محور، به خاطر اخذ حق و مسئولیت یک ملت در یک ساختار ملی ذریعه آرای مردم امانت به دست گرفته در مقابلش خیانت نکند. در ضمن، ضمیمه آن قرارداد انتخاباتی، قرار داد سیاسی‌ای را که جهت حفظ وحدت ملی، جلوگیری از فروپاشی‌های سمتی و منطقه‌ای نظم سیاسی و ضعف‌های جدی انتخاباتی نه تنها عقد نموده بلکه آن‌ را از بدو تاسیس در ساختار سیاسی خویش وارد کرده، باید در این مقطع حساس زمانی، این مسئولیت‌های بیشمار و ماموریت پیچیده و دشوار اصلی‌اش را محتاطانه و صادقانه به انجام رساند. ‏‎نباید فراموش کرد که در مقابل این آزمون بزرگ تاریخی کشور، اولتر از همه، حکومت مسئول و جوابگو به تاریخ و مردم افغانستان است. بنابراین بجاست که حکومت خود، با حرکات قانونمند، مسوولیت پذیر، خونسردانه، با احترام به ارزش‌های دموکراسی(اجتناب ورزیدن از سو استفاده قدرت، سو استفاده از مال بیت المال، شفافیت، موثریت حکومتداری)، ارزش های ملی (اتحاد اقوام، حفظ شیرازه ها و نظم اجتماعی و سیاسی) و با درک اوضاع آشفته سیاسی، نظامی و اجتماعی افغانستان، زعامتش را بر منافع سیاسی ‌فردی ارجحیت داده، الگویی برای ارزش‌های دموکراسی و اعتماد آن توسط اعمال و رفتار های دموکراتیک خویش در این کشور آشفته و در میان ملت گردد. نه اینکه خود مرتکب سو استفاده از قدرت با پوشش واژه‌های مدرن و نمایش های کمپاینی، در صدد گرفتنِ امتیاز از طریق آنانی‌که با ایشان وارد معامله کرسی‌های کمپاینی در این مقطع زمانی شده است، گردد. زیرا حکومتی که با دغدغه های دموکراسی بر کرسی مسئولیت و حق دموکراتیک مردم تکیه زده اگر با حرکات تک‌روانه، کمپاین‌محوری و معامله های دقایق نود و انحصارگری همواره امانت قدرت را به طور نمایش قدرت رقابتی به رُخِ دیگر رقبا و قدرتمندان افغانستان بکشاند پس توقع عملکرد مدنی و دموکراتیک از سنتی ها و چهره‌های تفنگ به‌دستی که تا این‌دم در این کشور با تعریف های شناخته شده شان در قدرت بوده‌اند خیلی به دور خواهد بود. در این حالت تقابل و برخوردهای تضاد منافع فردی و گروهی و سوء استفاده از انواع قدرت، بالخصوص که رقیب بر تختِ قدرت تکیه زده، اصول بازی را به انحراف برده و تحت پوشش نمایش‌های کمپاینی و واژه‌های شعاری و یا احساساتی، در صدد تعریف اتحاد، همدلی، "منافع" و حفظ حکومت خود، به جای حفظ نظام، صدا بلند نموده آگاهانه عمدی و برنامه‌ریزی شده، مردم را گیج و مشکوک در برابر انتخاب درمیان بد و بدترین‌ها قرار می‌دهند.

این عملکرد خود آغاز فصل جدیدی از جنگ داخلی و قدرت‌نمایی‌های منطقوی و جهانی را به میان آورده و به طالبان به گونه‌ غیر مستقیم نیروی چانه‌زنی می‌بخشد. لذا فضا جداً ضرورت به الگویی از رهبریت و آوردن اتحاد و اجماع ملی را دارد که فعلاً اصلا‌ً در صحنه جغرافیای به نام افغانستان وجود ندارد. این کشور فعلاً بی‌رهبر و زعیم ملی در انحصار آشفته‌های قدرت با نمایش‌های تزیینی و فیشن دموکراسی باگذشت هر روزبه پیش میرود، نه با استوار ساختن ارزش‌های مردمسالاری و ملی. علاوه با موضع گیری های تند، احساساتی و شعار گونه حکومت به جناح های مختلف در این اواخر در رابطه به پروسه رسمی صلح با طالبان که بیشتر جنبه کمپاینی و پوپولیستی بخود گرفته، لازم است که حکومت موازی با این حرکات باید به سوالات همچو طالب هایکه سالها در لیست سیاه بین المللی و در یک انزوای جهانی تحت نام تروریست بسر برده و در زندان جهانی قید و محکوم گردیده بود، چگونه و توسط کدام پروسه رمزی و زیر پرده به این حد قدرت سیاسی رشد نمود؟ آیا تنها این ماموریت از دید مردم بنابر ملحوظات حساس بودن و محرمیت پروسه محفوظ نگهداشته شده بود و یا اینکه حتی از چشم و گوش اکثریت افراد و نهاد های ذی دخل در این حوزه و پروسه بدور و در دست یک حلقه کوچک مهندسی و به پیش برده می شد؟ آیا اکثریت افراد و نهاد های ذی دخل در پروسه صلح همواره در یک خلای معلومات جدی در کنفرانس های صلح جهت دکوریشن برنامه و اجماع تصاویر برای بیننده های ملی و بین المللی استفاده نمی گردید؟ آیا طالب واقعا در بین همین چند روز و هفته به چنین نمایش قدرت رسیده است؟ لذا نقش خطیر و موثر حکومت بقدرت بخشیدن طالب تا این حد به چه حد میتواند مطرح بحث باشد؟ ‏لذا برای مبارزه عزتمند جهت آوردن صلح پایدار این مسئولیت حکومت و دولت افغانستان است که شهروندان کشور را از قید انحصار روایت‌های بد و بدترین در انتخاب سرنوشت و آینده نسل های شان نجات داده فضا را تسلیم به آشفتگی و تنش و رقابت های ابر قدرت های جهانی، منطقویی و داخلی نگرداند. زیرا این را دولت بهتر میداند که جهان دیگر صبر و حوصله به نازدانگی افغانستان ۱۸ ساله نابالغ و پرخاشگر را بدون تردید ندارد لیک اگر این ۱۸ سال نبوغ و پختگی بر هسته ارزش های که تا ایندم با سرمایه گزاری های فراوان رشد نموده چتری بزرگی برای حفاظت آن بسازد پس بدون شک و تردید افغانستان با اتحاد ارزش‌های خود تحت چتر حکومت بیطرف در انتخابات که نقطه وصل و محافظ ارزش ها گردد، می‌تواند صلح عزتمند و با وقار را با برنامه برد - برد وارد تجربه تاریخ کشور ما گرداند. فرخنده زهرا نادری

مقالات

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد