آخرین عناوین علمی

22 دلو 1398 / در نقطه‌ای دوردست در جنوب‌غربی کابل، جایی میان قله‌های پوشیده از برف رشته کوه هندوکش و رودخانه پهناور کابل، موزیم ملی واقع شده که یکی از بزرگ‌ترین یادبودهای دوران باستان در جهان است. این موزیم که مجموعه‌ای از آثار متعلق به دوره‌ای ۵۰ هزار ساله از ماقبل تاریخ تا دوران اسلامی را در برگرفته، نشان از تاریخ غنی افغانستان به عنوان مرکز تلاقی تمدن‌ها در جهان باستان دارد. موزه‌ای با ۸۹ سال سابقه که دهه‌ها جنگ را، از اشغال توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق گرفته تا قدرت گرفتن طالبان، به سلامت پشت سر گذاشته است. طبقه اول این موزیم که یک ساختمان عظیم سیمانی به رنگ خاکستری است، نورپردازی تیره‌ای دارد. فهیم رحیمی، مدیر موزه وقتی در این طبقه گشت می‌زدیم، گفت:‌ "این کشور پر است از اماکن و ساختمان‌های باستانی و میراث فرهنگی. " از پله‌ها بالا رفتیم و به طبقه دوم رسیدیم، جایی که هم آثار هنری یونان باستان دیده می‌شوند و هم اشیا دست ساز متعلق به سلسله غزنویان در قرن ۱۲ میلادی. او ادامه داد: "این کشور آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و خاورمیانه را به هم متصل می‌کرد. در این کشور تنوع فرهنگی وجود داشت و این باعث شد میراث مردمی از فرهنگ‌های مختلف در آن به جای بماند. " با این حال ارزش بسیار بالای این مجموعه و موقعیت ساختمانش که در کنار قصر دارالامان واقع شده باعث شد موزه و آثار باستانی موجود در آن بارها مورد تهدید، غارت و تخریب رژیم‌هایی قرار بگیرند که یکی پس از دیگری برای در دست گرفتن کنترل پایتخت می‌جنگیدند. سال ۱۹۷۹ با حمله اتحاد جماهیر شوروی، زیورآلات طلا، اسلحه‌ها و سکه‌های این مجموعه که به قرن اول بعد از میلاد تعلق دارند، در مکانی پنهان قرار گرفتند. اوایل دهه ۱۹۹۰ و در پی خروج شوروی از کشور،‌ گروه‌های مختلف مجاهدین بر سر قدرت وارد جنگ شدند که به آتش‌سوزی در این موزیم منجر شد. سال ۱۹۹۳ به دنبال برخورد موشک با سقف موزه، یک نقاشی متعلق به قرن چهارم میلادی از بین رفت و تعداد زیادی از از آثار سفالی و برنز متعلق به دوران باستان زیر خاک رفتند. در ۱۹۹۷ یک موشک دیگر به ساختمان برخورد کرد و تا اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی نزدیک به ۷۰ درصد از آثار باستانی باقی مانده در موزه یا به غارت رفتند و یا ویران شدند. رحیمی در رابطه با خشونتی که در بیشتر طول دهه ۱۹۹۰ در کابل در جریان بود، گفت:‌ "در هر طرف شهر ، یک گروه شبه نظامی در حال جنگ با گروهی دیگر بود و موزیم هم در مرکز قرار داشت. پرسنل موزیم نتوانستند از اشیای آن حفاظت کنند چون دست به خطر زدن برای آمدن به این مناطق غیرممکن بود. در این دوره بود که بسیاری از آثار موزه را از دست دادیم. "هر چند به لطف شجاعت و از خودگذشتگی کارکنان آن، بخش بزرگی از آثار اصلی آن مخفیانه به مکانی پنهان منتقل شدند و از ویرانی نجات یافتند، یک بار در جریان جنگ شوروی که از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ طول کشید و بعد از آن دوباره در سال‌های پیش از حکومت طالبان .به گفته رحیمی در جریان اشغال کشور توسط شوروی سابق متصدیان موزیم دولت تحت حمایت شوروی را متقاعد کردند دو سوم آثار موزه را به صندوق‌های امانات بانک‌ها و انبارهای ساختمان وزارت فرهنگ و اطلاعات واقع در مرکز کابل منتقل کنند تا از حملات مجاهدین در امان بمانند. بعد از آن بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ و در جریان جنگ گروه‌های مختلف مجاهدین بر سر قدرت در کابل، بخش بزرگی از موزه آوار و برق و آب آن قطع شد. در ۱۹۹۴ اما درگیری‌ها در پایتخت برای مدت کوتاهی آرام گرفت و کارکنان آن (که بیشترشان با شروع جنگ داخلی حتی حقوق هم نمی‌گرفتند) با چراغ نفتی به داخل ساختمان رفتند تا هزاران قطعه از اشیا موزه را در صندوق عقب چند صد صندوق جای دهند و برای حفاظت به هتل کابل (که حالا هتل کابل سرینا نام گرفته) منتقل کنند. در ۱۹۹۶ با به قدرت رسیدن طالبان در کابل، درگیری‌ها کاهش یافت اما رژیم با نابود کردن هر آنچه از نظرشان ضد اسلام به حساب می‌آمد، لطمه‌ای به آثار باستانی کشور زدند که شاید بتوان گفت تا پیش از آن سابقه نداشت. یکی از این اقدامات تخریبی که در مارچ ۲۰۰۱ در ولایت بامیان اتفاق افتاد، دنیا را در شوک فرو برد. فرماندهان طالبان داخل و اطراف یک بنای ۳ هزار ساله از جنس ماسه سنگ - که زمانی بزرگ‌ترین مجسمه بودا در جهان به حساب می‌آمد - مواد انفجاری کار گذاشتند و آن را ویران کردند. اما بلایی که آن‌ها بر سر موزیم ملی کشور آوردند، چندان شناخته شده نیست. در فبروری ۲۰۰۱، ماموران طالبان خواستار ورود به انبارهای موزه شدند و همه آثار و اشیایی که شکل انسانی یا حیوانی داشتند و به عقیده‌شان کفرآمیز بودند را با چکش و تبر شکستند. کاری که بارها تکرار شد و دست آخر هزاران اثر باستانی ارزشمند را از بین رفت. یکی از کارکنان موزه که خود را محمد آصف معرفی کرد، گفت:‌ "طی چند هفته، طالبان به طور مرتب به موزه می‌آمدند و تعداد زیادی مجسمه تاریخی در معرض نمایش یا داخل انبارها را خرد کردند،‌ از جمله تعداد زیادی مجسمه بودایی که از نظرشان غیراسلامی بود. " او فکر می‌کرد به دلیل همکاری در عملیات نجات آثار موزیم از دست طالبان هنوز جانش در خطر است و به همین دلیل نام واقعی‌اش را فاش نکرد. آصف، ۴۰ سال است در این موزه کار می‌کند، البته به غیر از یک وقفه کوتاه در دوران جنگ با شوروی که مجبور به فرار از کشور شد چون مجاهدین تصور می‌کردند "حامی کمونیست‌ها" است. او گفت: "وقتی به افغانستان برگشتم چیز زیادی از موزیم نمانده بود. سعی کردیم همان شمار محدود از آثاری که از جنگ جان سالم به در برده بودند را نجات دهیم اما در نهایت طالبان از راه رسیدند و آن‌ها را هم نابود کردند. "آصف و همکارانش که نمی‌توانستند ساکت بنشینند و شاهد ویرانی تاریخ کشورشان باشند، بعد از هر حمله طالبان به موزه تکه‌های اشیا شکسته و خرد شده را جمع و در گوشه‌ای از موزه پنهان می‌کردند. رحیمی در این باره گفت:‌ "به دلیل تلاش‌های همکاران ما در آن سال‌هاست که الان قادر به بازسازی بخشی از تاریخ هستیم. آن‌ها تکه‌های شکسته این آثار را جمع و زیر آشغال‌ها یا داخل اتاق‌هایی که طالبان سراغشان نمی‌رفتند، پنهان می‌کردند. " از زمان بازگشایی موزه در سال ۲۰۰۴، مجموعه آثار اصلی که توسط کارکنان این مرکز حفظ شدند در معرض نمایش قرار گرفته است. در حال حاضر هم یک تیم کوچک متشکل از کارشناسان افغان و بین‌المللی به ریاست فابیو کلومبو تحت حمایت موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو روی مرمت و بازسازی آثاری کار می‌کنند که توسط آصف و سایر کارکنان موزه از دست طالبان نجات یافتند. این پروژه بخشی از یک همکاری بزرگ‌تر میان این موسسه و موزه ملی با حمایت مالی وزارت امور خارجه آمریکا به حساب می‌آید که با هدف مرمت نزدیک به ۲۵۰۰ مجسمه و سرامیک بودا از مجموعه آثار موزه شروع به کار کرده و تمرکزش هم روی هده است، یکی از معابد پر رفت و آمد آیین بودایی که نزدیک به ۲۵۰۰ سال پیش در افغانستان واقع شده بود. آصف گفت:‌ "اولین بار فرانسوی‌ها در ۱۹۳۰ مجموعه مجسمه‌های هده را از زیر خاک بیرون کشیدند. آن‌ها بخشی‌ از یافته‌های خود را به فرانسه بردند و بقیه در کابل به نمایش گذاشتند که در نهایت طالبان سال ۲۰۰۱ آن‌ها را نابود کردند." او به قطعات شکسته مجسمه‌ها اشاره می‌کند که روی تعداد زیادی میز پخش شده‌اند. نزدیک به ۷۵۰۰ تکه که بعضی به کوچکی دانه گندم هستند و کارشناسان در اتاق‌های موزه روی چسباندن آن‌ها کار می‌کنند. بیش از یک سال طول کشید تا کلومبو بتواند با ارزیابی و تجزیه و تحلیل این قطعات بودجه مورد نیاز برای این پروژه بلند پروازانه ۴ ساله را تخمین بزند. پروژه‌ای که هدف نهایی اش برپایی یک نمایشگاه در موزه ملی طی سال جاری است. به گفته رحیمی، فرانسوی‌ها نزدیک به ۲۰ هزار مجسمه بودا در هده کشف کردند و طی سال‌های بعد،‌ باستان‌شناسان افغان موفق شدند تعداد قابل توجهی آثار باستانی دیگر را هم از این سایت بدست بیاورند. او گفت:‌ "هیچوقت نخواهیم فهمید تعداد دقیق این آثار چقدر بوده چون اسناد و مدارک مربوط به آن طی جنگ داخلی و دوران حکومت طالبان از بین رفته‌اند و آن‌ها را در اختیار نداریم." تعدادی سند متعلق به دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی در زیرزمین موزه پیدا شد که تصاویر موجود در آن به کارشناسان برای مرمت آثار ایده داد اما کمک چندان بزرگی محسوب نمی‌شد. کلمبو گفت:‌ "مثل این است که بخواهی ۳۰ پازل که قطعات‌شان روی هم ریخته شده را بدون داشتن تصویر روی جعبه‌هایشان درست کنی." با این حال این گروه همچنان مصمم است هر تعداد مجسمه که می‌تواند را بازسازی کند. نمایش آثار باستانی هده (پایگاه باستانی یونانی-بودایی مربوط به منطقه باستانی گندهارا، در شش مایلی جلال‌آباد در شرق افغانستان) در موزیم ملی بعد از اتمام این پروژه، روایتی بی نظیر از تاریخ آیین بودا در افغانستان خواهد بود. آیینی که تاثیری قابل ملاحظه در برخی از مناطق رشته کوه هندوکش در افغانستان داشته است. رحیمی در این باره گفت:‌ " آیین بودا در قرن سوم بعد از میلاد در دوران سلطنت آشوکا به افغانستان آمد. این زمانی بود که ما از دوران یونان باختری هم تأثیر زیادی گرفتیم و پیوند این دو فرهنگ در قالب مجسمه‌های بسیار زیبا و خوش‌ساخت کشف شده در هده، قابل مشاهده است. " اما برای کلمبو که از سال ۲۰۰۲ با پروژه‌های مختلف تاریخی و باستان‌سناسی همکاری کرده، این طرح چیزی فراتر از هده است. او گفت:‌ " افغانستان پر است از آثار شگفت‌انگیز تاریخی. اما ما از نظر تهدید امنیتی مشکلات زیادی داریم. این پروژه برای افغانستان یک فرصت در این حوزه به حساب می‌آید. امیدوارم این شروع اتفاقی دیگر باشد و یک یا دو نسل متخصص طی آن آموزش ببینند. دارم در مورد متخصصان مرمت و احیای آثار تاریخی، باستان‌شناسان، مورخان هنری و حتی مهندسان و کارشناسان معماری حرف می‌زنم. خیلی چیزها می‌شود از این پروژه یاد گرفت. " با این همه، اعضای پروژه مرمت آثار تاریخی هده به شدت نگران اوضاع سیاسی پیرامون خود هستند. در حالی‌که دولت آمریکا و طالبان برای پایان دادن به درگیری ۱۹ ساله خود مذاکره می‌کنند، کارکنان موزه نگران بازگشت دوباره طالبان بر سر قدرت و میزان انعطاف پذیری این گروه در برابر تلاش‌های آن‌ها برای مرمت و حفظ آثار تاریخی هستند. رحیمی در این باره گفت:‌ "ما یک تاریخ با شکوه اسلامی داریم که به آن افتخار می‌کنیم اما کشور ما تاریخ پیش از اسلام هم دارد که باید حفظ شود. مهم است که جوانان ما در مورد این تاریخ، این تنوع فرهنگی و میراث آن بدانند." اما کلمبو همچنان امیدوار است. او امید دارد بتواند نسل بعدی متولیان فرهنگی افغانستان را آموزش دهد تا از فرهنگ و گذشته کشور حفاظت و نگهداری کنند: "طرز نگاه مردم نسبت به تاریخ و باستان‌شناسی خیلی تغییر کرده. یک نسل کامل فرصت‌های زیادی در اختیار نداشتند. ما برای انگیزه دادن به نسل جوان و فراهم کردن فرصت فعالیت در این حوزه به امکانات بیشتری نیاز داریم. "

21 دلو 1398 / مستند "آموختن سکیت‌بورد در ساحۀ جنگ (اگر یک دختر باشید)" برنده جایزه اسکار سال ۲۰۲۰ در بخش مستند کوتاه شد. این فلم توسط کارول دیزینگر، کارگردان امریکایی و الینا اندرچیوا، تهیه‌کننده بریتانیایی در مورد کارکرد یک موسسۀ خیریۀ بین المللی ساخته شده است که زیر نام "سکیتستان" به دختران جوان افغان سکیت‌بورد را آموزش می‌دهد. آموختن سکیت‌بورد در ساحۀ جنگ، زندگی دختران خردسال افغان را به تصویر کشیده است که با وصف چالش‌های اجتماعی، به ورزش و آموختن اسکیت‌بورد تلاش می‌کنند. این فلم در سال ۲۰۱۷ میلادی در افغانستان ساخته شده است و بازیگران آن، دختران افغان اند. برنده شدن این مستند کوتاه در جوایز اسکار ۲۰۲۰ با استقبال گرم در افغانستان رو به رو شده است. صحرا کریمی، رییس افغان فلم با ابراز خشنودی گفته است که این مستند در افغانستان ساخته شده است. شمار زیاد کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی به خاطر اهدای اسکار به این مستند، ابراز خرسندی کرده و از شجاعت دختران افغان ستایش کرده اند. کارول دیزینگر، کارگردان این مستند هنگام دریافت این جایزه، تلاش دختران افغان را برجسته کرد و گفت: "این فلم نامۀ عاشقانۀ من به دختران شجاع آن کشور (افغانستان) است". خانم دیزینگر با اشاره با دختران افغان که در این فلم نقش داشته اند گفت: "آنان به دختران شجاعت را آموزش می‌دهند تا دستان خود را بلند کرده و بگویند که من اینجا استم، من چیزی برای گفتن دارم، من راه فراشیب را در پیش می‌گیرم، تلاش نکن جلو مرا بگیری!" اولیفر پرکوویچ، مدیر عامل موسسۀ سکیتستان به خبرگزاری فرانس پرس گفته است که به خاطر پیروزی این مستند خرسند است. آقای پرکوویچ گفت: "روایت‌های زیاد منفی در مورد افغانستان می‌بینیم و این داستان امید واقعی است که برای به چالش کشیدن برداشت‌های منفی، کمک می‌کند". این نخستین بار است که فلمی در مورد افغانستان برندۀ جایزۀ اسکار می‌شود، پیش از این چند فلم و مستند در مورد افغانستان نامزد اسکار شده بود، اما هیچ یکی آن موفق به دریافت این جایزۀ معتبر سینمایی نشده بود. مراسم اعطای جوایز اسکار سال ۲۰۲۰ شام یکشنبه نهم فبروری به وقت غرب امریکا در سالون معروف تیاتیر دالبی در شهر لاس انجلس امریکا برگزار شد.

6 دلو 1398 / وزیر صحت عامه می‌گوید که این وزارت با افتتاح نخستین مرکز تحقیقات DNA به تشخیص جنتیکی هویت افراد قادر شده است. فیروزالدین فیروز، وزیر صحت امروز به خبرنگاران گفت که پیش از این، افغانستان سالانه در حدود صد مورد تشخیص DNA را با هزینۀ سنگین به کانادا می‌فرستاد؛ اما به گفتۀ وی با افتتاح این مرکز اکنون کارهای تشخیص در داخل کشور انجام خواهد شد. آقای فیروز گفت: "این مرکز می‌تواند نمونه‌های (اجساد) انسان‌ها را که در انفجار، انتحار و حوادث طبیعی از بین می‌روند، شناسایی کند که مربوط به کی است. در قسمت زاد و ولد کمک می‌کند، در قسمت تشخیص رابطه فامیلی خانواده‌ها کمک می کند. همچنان در قسمت شناختن ریشه‌های اقوام و اشخاص در افغانستان". به گفتۀ آقای فیروز، برای ساخت این مرکز قبلاً کارهایی انجام شده بود؛ اما به دلیل نبود افراد متخصص، وسایل و منابع مالی تا اکنون شروع به فعالیت نکرده بود. وزیر صحت افزود که تهیه وسایل و ساخت این مرکز را که تا اکنون بیش از ۵۰ میلیون افغانی هزینه برداشته است؛ حکومت و جامعۀ جهانی به طور مشترک تمویل کرده اند. وزیر صحت عامه فعالیت این مرکز را در بخش تامین عدالت و حکومتداری خوب گامی مهم خواند. همزمان با افتتاح این مرکز، عبدالله عبدالله رییس اجراییه بر جلوگیری از مداخلات، فساد و سو استفاده در این مرکز تاکید کرد. آقای عبدالله گفت که امنیت کاری مسوولان طب عدلی و کارمندان این بخش باید تامین گردد و محرمیت کاری که به گفتۀ وی بخش حساس در طب عدلی است، باید در نظر گرفته شود. آقای عبدالله گفت: "سو استفاده در اینجا یا رخنۀ فساد اداری در این زمینه و اعمال نفوذ در این قسمت، یک جفایی خواهد بود به ملت ما و به کشور ما". وزیر صحت اطمینان داد که طب عدلی همواره "اخلاق کاری" را حفظ کرده و تحت هیچ گونه نفوذی قرار نگرفته است و همین شیوه را ادامه خواهد داد.

6 دلو 1398 / کروناویروس خانوادۀ بزرگی از ویروس‌ها است که بیشتر در بین حیواناتی چون اشتر، گاو، پشک و خفاش‌ها شایع بوده و به ندرت سبب ایجاد بیماری در انسان‌ها می‌شود. تازه ترین مورد شیوع این بیماری در دسمبر ۲۰۱۹ در شهر ووهان چین ثبت شد که مبتلایان به بیماری جهاز تنفسی مصاب شدند. کمیسیون ملی صحت چین اعلام کرد که تا روز یکشنبه ۲۶ جنوری (ششم دلو) حدود ۲۰۰۰ نفر در آن کشور به این بیماری مبتلا شده و ۵۶ نفر در اثر ابتلا به آن جان باخته اند. این کمیسیون گزارش داده است که نخستین موارد شیوع جدید این بیماری در چین، نخست از بازارهای فروش گوشت و محصولات حیوانی منشا گرفته است. اما برخی مبتلایان هیچ گونه تماس با بازارهای گوشت و محصولات حیوانی نداشته اند که این نشاندهندۀ قابلیت سرایت ویروس از انسان به انسان می‌باشد.علایم عمدۀ ابتلا به کروناویروس تب، سرفه، ریزش آب بینی، درد گلو، مشکل تنفسی و نفس تنگی و در برخی موارد اسهال و استفراغ است. این اعراض و علایم در جریان دو تا ۱۴ روز پس از داخل شدن ویروس به بدن انسان تبارز می‌کنند. گاهی این علایم متوسط و مانند ریزش یا سرماخوردگی بوده اما در شماری از موارد بسیار شدید و شبیه سینه و بغل بوده می‌تواند. هرچند تا کنون میزان و سرعت سرایت کروناویروس از یک انسان به انسان دیگر به دقت تمام درک نشده است، اما تماس نزدیک با منبع ویروس – فرد بیمار و منابع حیوانی آلوده به ویروس- سبب انتقال آن به فرد سالم می‌شود. کروناویروس نیز مانند دو ویروس دیگر این گروه – مرس و سارس- در قطرات هوایی که در نتیجۀ سرفه یا عطسه از بدن بیمار به خارج پرتاب می‌شود، موجود بوده و از آن طریق اطرافیان بیمار را نیز مریض می‌کند. تا هنوز هیچ واکسینی برای وقایه در برابر کروناویروس وجود ندارد و بهترین روش، جلوگیری از تماس با منابع این ویروس است. شستن دست‌ها با آب و صابون برای کم از کم ۲۰ ثانیه، پرهیز از تماس چشمان، بینی و دهن توسط دستان ناشسته، جلوگیری از تماس نزدیک با افراد آلوده با کروناویروس، پوشیدن ماسک و پاک کردن منظم ساحات و وسایلی که همواره با آن سر و کار داریم، به عنوان روش‌های پیشگیرانه برای جلوگیری از ابتلا به کروناویروس سفارش شده است. در صورت مبتلا شدن یک فرد به این ویروس، باید بیمار در خانه استراحت کرده و تماس خود را با افراد سالم در خانواده و بیرون محدود کند. بیمار باید همواره ماسک پوشیده و هنگام سرفه یا عطسه زدن دهان خود را با دستمال پوشانده و دستمال‌ها مستعمل را به گونۀ محفوظ در زباله بی‌اندازد. ویروسی که با قطرات هوایی در نتیجۀ سرفه و عطسه از بدن بیمار به بیرون پراکنده می‌شود، برای مدتی در محیط – هوای اتاقی که در آن بیمار سرفه یا عطسه زده است، سطح میز و چوکی، دستگیر و قفل دروازه، شیردهان آب و هر آن‌چیزی که بیمار با آن تماس گرفته است- زنده مانده و می‌تواند به افراد سالم منتقل شود و آنان را نیز بیمار کند. درمان مشخص یا دوای ضد ویروس برای کروناویروس تا هنوز وجود ندارد. بیماران فقط برای برطرف کردن اعراض و علایم بیماری می‌توانند به سفارش داکتر دوای مسکن بگیرند. در صورتیکه اعراض و علایم بیماری شدید شود و زندگی بیمار را تهدید کند، باید بیمار زیر مراقبت اختصاصی قرار گرفته و در شفاخانه بستر شود. افرادیکه فکر می‌کنند به ساحات شایع این بیماری – به ویژه شهر ووهان چین- سفر کرده و گمان می‌رود با منابع ویروس به نحوی تماس داشته اند، باید هر چه زودتر برای آزمایش به داکتر مراجعه کنند.

4 دلو 1398 / گروهی از پژوهشگران گفته اند که کشف کرده اند به چه علت استرس باعث سفیدی موی سر می شود و به این ترتیب، شاید راهی برای جلوگیری از سفیدی مو یافت شود. آزمایش هایی که روی موش انجام شده نشان داده است که فشار عصبی یا استرس شدید به سلول های بنیادی عامل کنترل رنگ پوست و مو آسیب می رساند. در یکی از این آزمایش ها به طور تصادفی کشف شد که موی موش سیاه در نتیجه استرس ظرف چند هفته سفید می شود. پژوهشگران آمریکایی و برزیلی که در این آزمایش شرکت داشتند تشخیص دادند که این پدیده ارزش بررسی بیشتری را دارد تا شاید بتوان دارویی را کشف کرد که مانع از سفیدی مو در انسان شود. زنان و مردان ممکن است در هر مرحله از سنین سی سال به بعد دچار سفیدی مو شوند و زمان آن بیشتر تابع سفید شدن موی والدین است. اگرچه سفیدی مو بیشتر به سن و سال فرد بستگی دارد، اما استرس نیز در این مورد موثر است. این تحقیقات به طور مشترک توسط دانشگاه های سائو پائولو برزیل و هاروارد آمریکا انجام گرفته و نتیجه آن در مقاله ای در نشریه علمی نیچر منتشر شده است. به اعتقاد نویسندگان مقاله، سفیدی مو با عملکرد سلول پایه ملانوسیت ارتباط دارد که تولید کننده ملانین - یا رنگدانه - پوست و مو است. در جریان آزمایش این یافته روی موش ها، پژوهشگران شواهدی از درستی این نظر به دست آوردند. یکی از دست اندرکاران این پژوهش گفته است که "ما حالا با اطمینان می توانیم بگوییم که استرس عامل این نوع تغییر مو است و می دانیم که چگونه این اتفاق روی می دهد." این آزمایش نشان داد که وجود درد در موش ها باعث آزاد شدن هورمون های آدرنالین و کورزیتول شد که تپش قلب و فشار خون را افزایش می دهد و با تاثیر بر سیستم عصبی، موجب استرش شدید می شود. این فرآیند سپس به فرسودگی و کاهش سلول های پایه تولید ملانین در ریشه مو منجر می شود. پروفسور یاسیه هسو، استاد دانشگاه گفته که مشخص بود که این فرآیند برای بدن مضر است اما گستردگی آسیبی که به سلول‌ها می رساند در این پژوهش کشف شد. در پژوهش دیگری، پژوهشگران کشف کردند که می توان با تجویز داروی ضد استرس به موش ها، فرآیند سفید شدن مو را متوقف کرد. این دارو در درمان فشار خون به کار می رود. به گفته او، استرس زیاد در موش ها باعث شد تا موی آنها ظرف چند روز سفید شود و رنگدانه ها برای همیشه از میان برود. او گفته است که "وقتی رنگدانه از دست برود، برای همیشه از دست رفته و قابل بازگشت نیست." مقایسه ژن های موش هایی که در معرض درد قرار گرفتند با سایر موش ها امکان آن را داد تا پروتئین عامل آسیب به سلول‌های بنیادی رنگدانه مشخص شود. کشف این پروتئین می تواند به یافتن راه هایی برای ممانعت از سفیدی مو منجر شود اما پرفسور هسو تاکید دارد که نتیجه این تحقیقات به معنی راهی برای درمان سفیدی مو نیست. او تاکید دارد که کشف جدید تنها گام اول در مسیر طولانی یافتن نحوه استفاده از این پژوهش برای استفاده بشر است. اما نکته مهم این است که مشخص شده است که استرس تا چه اندازه می تواند بر اجزاء مختلف بدن انسان اثر منفی بگذارد.

28 جدی 1398 / مطالعات تازه نشان می دهد که پوشش گیاهی درحال گسترش به ارتفاعات بالاتر هیمالایا از جمله در منطقه اورست بوده است. محققان دریافتند که گیاهان در بخش هایی درحال رویش هستند، که قبلا خالی از گیاهان بوده. محققان با استفاده از داده های ماهواره ای جمع آوری شده در سال های ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۸ میزان پوشش گیاهی در فاصله میان خط درخت پوش و مرز برفگیر این نواحی کوهستانی را اندازه گیری کردند. این مطالعه بر منطقه موسوم به "سابنیوال" - ناحیه میان مرز درخت پوش (بالاترین جایی که درختان قادر به رویش هستند) و مرز برف‌پوش (مرز میان زمین های پوشیده از برف و خالی از آن) متمرکز بود. گیاهان "سابنیوال" عمدتا علف های کوتاه و درختچه ها هستند. دکتر کارن اندرسون از دانشگاه اگزتر که نویسنده اصلی این مطالعه است گفت: "قوی ترین روند در افزایش پوشش گیاهی بین ۵۰۰۰ و ۵۵۰۰ متر است. در ارتفاعات بالاتر، گسترش پوشش گیاهی در نواحی مسطح تر دیده می شود درحالی که در ارتفاعات پایین تر این پوشش تازه روی شیب های تندتر دیده می شود." محققان با استفاده از تصاویر ماهواره لندست ناسا این ارتفاعات را به چهار قسمت از ۴۱۵۰ متری تا ۶۰۰۰ متری تقسیم کردند. این عکس ها نقاط مختلف هندوکش هیمالایا از میانمار در شرق تا افغانستان در غرب را شامل می شود. محققان در منطقه اورست متوجه افزایش قابل توجهی در پوشش گیاهی در همه این چهار قسمت شدند. سایر محققان و دانشمندانی که مشغول کار به روی یخچال ها و سیستم های آب در هیمالایا بوده اند گسترش پوشش گیاهی در آنجا را تایید کرده اند. پروفسور والتر ایمرزیل از دانشکده علوم زمین دانشگاه اوترخت هلند که در این مطالعه شرکت نداشته می گوید: "این مطالعه با انتظارات ما از آنچه در آب و هوایی گرمتر و مرطوب تر اتفاق خواهد افتاد سازگار است." "این ناحیه که خط برف پوش در آن قرار دارد یک کمربند حساس است. عقب نشینی مرز برف به نواحی مرتفع تر در این منطقه فرصتی برای رشد گیاهان فراهم می کند." این مطالعه علل تغییرات مشاهده شده را بررسی نمی کند. سایر پژوهش ها نشان داده است که اکوسیستم هیمالایا به شدت در برابر تغییرات در پوشش گیاهی ناشی از تغییرات اقلیمی آسیب پذیر است. آچیوت تیواری استادیار در بخش گیاهشناسی دانشگاه تریبهوون نپال می گوید که با افزایش دما آنها متوجه رشد نواحی جنگلی در ارتفاعات پایین مرز درخت پوش نپال و چین شده اند. "اگر این اتفاق در ارتفاعات پایین تر برای درختان می افتد، معلوم است که گیاهان در ارتفاعات بالاتر هم به افزایش دما واکنش نشان می دهند." بعضی از دانشمندانی که به طور منظم از هیمالایا بازدید می کنند این تصویر از گسترش نواحی گیاه پوش را تایید کرده اند. الیزابت بایرز اکولوژیست گیاهی که برای تقریبا ۴۰ سال در هیمالایای نپال مطالعات میدانی انجام داده می گوید: "گیاهان واقعا درحال جا افتادن در نواحی ای هستند که زمانی در بخش هایی از هیمالایا زیر یخچال های طبیعی بود." "در برخی نقاط که سال ها پیش محل حضور یخچال های پاکیزه یخی بود، حالا قلوه سنگ هایی به جا مانده که می توان روی آنها شاهد خزه، گلسنگ و حتی گل بود." اطلاعات زیادی درباره گیاهان در این ارتفاعات حتی بالاتر وجود ندارد چون بیشتر مطالعات علمی بر عقب نشینی یخچال ها و گسترش دریاچه ها در خلال افزایش دما متمرکز بوده. محققان گفتند که برای درک چگونگی تعامل گیاهان یا خاک و برف، به مطالعات میدانی بیشتری در مورد پوشش گیاهی ارتفاعات هیمالایا نیاز است. دکتر اندرسون گفت: "یک سوال کلیدی این است که تغییر در پوشش گیاهی چه تاثیری بر هیدرولوژی (آب شناسی) منطقه دارد." "آیا روند ذوب یخچال ها را کند می کند یا آن را شتاب می دهد؟". منطقه هندوکش هیمالایا در بخش هایی از هشت کشور کشیده شده است و بیش از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر به آبی که از آن سرچشمه می گیرد تکیه دارند.

25 جدی 1398 / کار بازسازی «کابل ننداری» یگانه سالن نمایش تیاتر در کابل، مدت پنج سال است که متوقف است. این سالن در زمان ظاهرشاه دومین سالن بزرگ و مشهور تیاتر در سطح آسیا بود. منصور رحمانی، رییس تیاتر ملی، می‌گوید که کار بازسازی کابل ننداری پنج سال پیش به دلیل کمبود بودجه متوقف شد. به گفته او، حکومت پیش از این بارها برای تکمیل کار بازسازی این سالن به تأمین بودجه متعهد شده بود، اما در عمل کاری نکرده است. در حال حاضر بخش‌های بیش‌تر کابل ننداری ویران و نمایش تیاتر در آن تعطیل است. دولت کار بازسازی کابل ننداری را حدود هشت سال پیش با یک شرکت خصوصی داخلی قرارداد کرده بود. طبق معلومات منصور رحمانی، شرکت مذکور به خاطر کمبود بودجه نتوانست کار بازسازی این سالن را تکمیل کند. او هم‌چنان گفت که شرکت مذکور توان و تجربه کافی هم برای بازسازی کابل ننداری نداشت. رحمانی تأکید کرد که برای احیای کابل ننداری، نیاز است کار بازسازی آن به یک شرکت با‌تجربه خارجی سپرده شود. محمدشریف سروری، از بازیگران کارکشته تیاتر در کشور، نیز به این باور است که شرکت‌های داخلی قادر به بازسازی معیاری کابل ننداری نیستند. طبق معلومات او، شرکت قراردادی که کار بازسازی این سالن را بر‌عهده داشت، فاقد توان کار منظم بود و از همین رو تا حالا کار آن تکمیل نشده است. به گفته سروری، این شرکت در مدت سه سال تنها بخش‌هایی از دیوار این سالن را بازسازی کرده است. این بازیگر تیاتر که در زمان ظاهرشاه در کابل ننداری نمایش تیاتر اجرا کرده است، می‌گوید که این سالن توسط انجنیران آلمانی و روسی ساخته شده است. او هم‌چنان گفت که بخشی از وسایل تخنیکی این سالن تیاتر نیز از کشورهای خارجی فراهم شده است. سروری نیز پیشنهاد کرد که برای بازسازی کابل ننداری، بهتر است از شرکت‌های ساختمانی خارجی که دارای تجربه کافی باشند، کار گرفته شود. کابل ننداری در چوکات ریاست تیاتر ملی و زیر اداره وزارت اطلاعات و فرهنگ قرار دارد، اما وزارت اطلاعات و فرهنگ می‌گوید که مسوولیت بازسازی این سالن بر‌عهده وزارت شهرسازی است. این وزارت اما می‌گوید که مسوولیت بازسازی کابل ننداری را بر‌عهده ندارد و باید در این زمینه شهرداری پاسخ بدهد. در تماسی که با اداره شهرداری داشتیم، این اداره هم مسوولیت بازسازی آن را بر‌عهده نگرفت. به این ترتیب مشخص نشد که مسوولیت بازسازی کابل ننداری بر‌عهده کدام نهاد دولتی است و چرا برای تکمیل آن برنامه‌ریزی نشده است. طبق روایات تاریخی، کار ساختمانی کابل ننداری در سال ۱۳۴۳ (۵۵ سال پیش) در زمان ظاهرشاه در مدت شش ماه تکمیل شده است. این سالن در جریان جنگ‌های داخلی تخریب و نمایش تیاتر در آن متوقف شده است. حوادث طبیعی نیز باعث فرسایش بیش‌تر ساختمان کابل ننداری شده است. کابل ننداری در سال ۱۳۴۳ به امر ظاهرشاه در پنج طبقه ساخته شد‌. ریاست تیاتر ملی می‌گوید که این سالن نمایش تیاتر در آن زمان «دومین سالن تیاتر» در سطح آسیا بود، اما حالا به یک ویرانه مبدل شده است. محمدشریف سروری تقریباً ۳۷ سال است که در ریاست تیاتر ملی کار می‌کند. او درباره کابل ننداری و امکانات آن در زمان ظاهرشاه چنین معلومات داد: «استیج کابل ننداری به شکل مدور بود، توسط چهار ماشین دور می‌خورد، چهار دیکور در آن نصب می‌شد. موسیقی به صورت زنده پخش می‌شد. یک هوتل داشت به نام هوتل کابل ننداری که در آن مراسم عروسی و بعضی از مراسم دیگر برگزار می‌شد. حالا ریاست آموزش موسیقی در آن‌جا فعالیت می‌کند.» طبق معلومات سروری، سالن تیاتر کابل ننداری دارای دو لوژ بود و قیمت تکت هر لوژ آن در زمان اجرای تیاتر و پخش فلم متفاوت بود: «در زمان اجرای تیاتر قیمت تکت لوژ بالا بیش‌تر بود و اما در زمان نمایش فلم، برعکس قیمت تکت لوژ پایین بیش‌تر و از لوژ بالا کم‌تر بود.» این هنرپیشه تیاتر می‌گوید که در سالن کابل ننداری فلم‌های داخلی و خارجی به نمایش در می‌آمد و نمایش‌نامه‌های تیاتر اجرا می‌شد و بعضاً هم برنامه‌های زنده تلویزیونی نشر می‌شد. او افزود: «سه نوع تیاتر داشتیم که به زبان‌های دری و پشتو اجرا می‌شد؛ تیاتر گُدی، تیاتر جوانان و تیاتر مرکزی. نمایش‌نامه‌هایی که خیلی علاقه‌مند داشت، نمایش‌نامه مادر، سر بد در بلای بد و چاه‌کن بود.» سروری خاطرنشان ساخت که بعضی از نمایش‌نامه‌ها به دلیل این‌که علاقه‌مندان زیادی داشت، حتی تا سه ماه هم دوام می‌کرد. طبق معلومات محمدشریف سروری، کابل ننداری در زمان فعالیت خود حدود ۱۷۰ نفر کارمند داشت و هر روز از ساعت چهار بعد‌از‌ظهر به بعد به کار آغاز می‌کرد‌. او گفت: «بعد از ساعت چهار کارهای خود را شروع می‌کردیم تا همه‌ی مردم بعد از ختم کارهای‌شان به تماشای فلم و تیاتر بیایند.» سروری علاوه کرد که کابل ننداری در آن زمان به عنوان یک ریاست خودکفا و مستقل  در بخش هنر فعالیت داشت و مردم از کشورهای خارجی برای تماشای تیاتر یا فلم به این سالن می‌آمدند. او گفت که بعضی از خواننده‌های خارجی از جمله گوگوش، خواننده ایرانی، نیز در کابل ننداری کنسرت اجرا کرده است. کابل ننداری از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۷۱ از نام و نشان و فعالیت چشم‌گیری در عرصه هنر تیاتر و سینما حتی در سطح آسیا برخورد بود؛ اما جنگ‌های داخلی باعث ویرانی این سالن شد و از ۳۰ سال بدین‌سو به خرابه مبدل شده است. هشت سال پیش کار بازسازی آن آغاز شد‌، که تنها بخشی از دیوار‌‌های آن ترمیم شده است. همان‌طور که از ساختمان فرسوده و خرابه‌ کابل ننداری دیدن می‌کردیم، منصور رحمانی، رییس تیاتر ملی، به بخشی از سالن اشاره کرد که به صورت مدور و شیشه‌ای در قسمت فوقانی سالن ساخته شده بود. او گفت که این مکان برای خانواده شاه بود. محمدشریف سروری از کم‌رنگ شدن علاقه مردم به هنر تیاتر نسبت به دهه‌های گذشته شکایت دارد. به گفته او، هرگاه یک شاه خودش علاقه به تیاتر داشته باشد، طبیعی است که هنر در جامعه زیر اداره او هم اهمیت زیادی پیدا می‌کند و رشد خواهد کرد. محمدشریف سروری از سال ۱۳۶۰ وارد دنیای تیاتر شده است. او که تجربه بازیگری در چندین نمایش را در سالن کابل ننداری دارد، از وضعیت هنر سینما و تیاتر و بازیگران این عرصه راضی نیست: «‌دولت توجهی به هنر و سینما ندارد. ۳۷ سال می‌شود در این بخش کار می‌کنم، اما تا هنوز صاحب نان نشده‌ام. تیاتر تنها مسلکی است که نام دارد اما نان نه.» مسوولان در ریاست تیاتر ملی، علت‌های افت صنعت سینما و تیاتر در کشور را ناامنی و بی‌توجهی دولت در این عرصه می‌دانند. سروری می‌گوید که پیش از جنگ‌های داخلی، امنیت بسیار خوب بود و مردم بدون تشویش برای تماشای فلم و تیاتر به کابل ننداری می‌آمدند؛ اما حالا برگزاری این‌گونه نمایش‌ها به دلیل ترس از انتحار و انفجار دشوار شده است. این هنرپیشه سینما می‌گوید که دولت باید در این عرصه توجه بیش‌تر نشان دهد؛ چرا که صنعت سینما و تیاتر می‌تواند یک منبع خوب عایداتی برای دولت و وزارت اطلاعات و فرهنگ باشد. به قول سروری یکی از منابع عایداتی دولت در گذشته هوتل کابل ننداری بود که مردم در آن محافل عروسی و دیگر محافل مناسبتی خود را برگزار می‌کردند. هم‌چنان این هوتل محل اقامت مهمانان خارجی بود که برای سیر و سیاحت و یا اجرای کنسرت و نمایش تیاتر و یا هم تماشای آن به افغانستان می‌آمدند. اکنون درِ درآمد این هوتل به روی دولت بسته شده است. از جانب دیگر احیای این سالن تیاتر به بودجه هنگفت نیاز دارد که دولت تا کنون قادر به تأمین آن نشده است.

زهرا عطایی

21 جدی 1398 / نتایج یک پژوهش جدید نشان داده است که کم خوابی رابطه مستقیم با بیماری الزایمر یا زوال عقل دارد. این پژوهش که در ژورنال طبی "نیورولوژی" نشر شده، نشان می دهد که حتی یک شب بی خوابی هم می تواند ابتلا به بیماری الزایمر را افزایش دهد. پژوهشگران سویدنی در یک پروهش تازه، گروهی از مردان سالم را یک شب بی خوابی دادند و متوجه شدند که میزان پروتین "تایو" در خون این افراد بیشتر از زمانی بوده که آنان خواب کامل و مناسبی داشته اند. پژوهشگران دریافتند که میزان پروتین "تایو" در مغز بیمارانی که دچار الزایمراستند، نیز بالا است؛ اما، افزایش میزان "امیلویید بیتا" - یکی دیگر از پروتین هایی که در بیماری الزایمر نقش دارد، در افراد کم خواب دیده نشده است. پروتین "تایو" در نیورون های فعال سیستم عصبی یافت می شود و معمولاً به سرعت از مغز پاک می شوند، اما در بیماران مبتلا به الزایمر، این پروتین ها به یکدیگر می چسبند و به گونه گره در مغز باقی می ماند. کیت فارگو، مدیر برنامه های علمی و پژوهشی انجمن متخصصین الزایمر می گویدکه پروتین های "تایو" و "امیلویید بیتا" در مغز انسان روزانه تولید می شود اما یکی از کارهای مغز، نابود کردن و از بین بردن این پروتین ها است و متخصصین به این باور اند که بی خوابی ممکن است بر شیوۀ پاک شدن این پروتین ها از مغز تاثیر بگذارد.

18 جدی 1398 / شرکت های اوبر و هیوندای برای ساختن تکسی‌های برقی هوایی و ارایه خدمات آن با همکاری می‌کنند. شرکت موتر سازی هیوندای کوریای جنوبی و شرکت خدمات تکسی آنلاین اوبر اعلام کرده اند، که مدل طراحی شده ظرفیت جابجایی چهار نفر را دارد و قادر به پرواز تا مسافت ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود. این تکسی‌های هوایی با سرعت حدود ۲۹۰ کیلومتر در ساعت پرواز خواهند کرد. این دو شرکت طرح تکسی برقی هوایی خود را در نمایشگاه لوازم برقی در شهر لاس وگاس معرفی کردند اما در مورد اینکه چه زمانی این تکسی ها به بازار عرضه خواهد شد، دو تاریخ متفاوت را ارایه کردند. اریک الیسن، رییس شرکت اوبر ایلویت گفته است که در سال ۲۰۲۳ این تکسی به بازار عرضه خواهد شد، اما یوسان چانگ، معاون اجرایی شرکت موتر سازی هیوندای گفت که با توجه به اینکه موضوعات حقوقی و قانونی زمان گیر است، سال ۲۰۲۸ این نوع تکسی به بازار عرضه خواهد شد. این تکسی‌های هوایی در اندازه‌ها و اشکال متفاوت ساخته می‌شوند و بطری برقی به جای انجن طیاره در آن جاسازی خواهد شد. شرکت اوبر در سال ۲۰۱۷ میلادی اعلام کرده بود که در پنج تا ۱۰ سال آینده، خدمات تکسی هوایی را عرضه خواهد کرد.

8 جدی 1398 / یافته‌های یک پژوهش جدید نشان داده است که روزه گرفتن متناوب یا نوبتی (Intermittent Fasting) برای دو روز در هفته و پرهیز از خوردن غذا برای ۱۶ تا ۱۸ ساعت در این دو روز، شاید کلید درمان بسیاری از بیماری‌ها باشد. این پژوهش که در ژورنال طبی نیوانگلند نشر شده است، کاهش فشار خون، عملکرد بهتر مغز، باختن وزن و طول عمر را به صفت مزایای روزه گرفتن متناوب برجسته کرده است. در این شکل روزه گرفتن، از خوردن پرهیز شده اما نوشیدن آب و مایعات فاقد کالوری، به ویژه در هوای گرم توصیه می‌شود. داکتران از دیر زمان، برای درمان چاقی مفرط، بیماری شکر، بیماری‌های قلبی و سرطان بیماران شان را به روزه گرفتن نوبتی ترغیب کرده اند. به گونه‌ای که در دو روزی که روزه گرفته می‌شود بیش از ۵۰۰ کالوری انرژی گرفته نشود. دانشمندان شامل در این پژوهش گفته اند که انقطاع در گرفتن غذا یا به عبارۀ دیگر دو روز روزه گرفتن در هفته، سبب می‌شود که سلول‌های بدن از ذخیره‌های چربی خود استفاده کرده و سوخت و ساز بدن بهبود یابد. نتیجه‌گیری این پژوهش به ساکنان جزیرۀ اوکیناوای جاپان اشاره کرده است که به خاطر طول عمر مشهوراند. مردم اوکیناوا هم غذای حاوی انرژی و کالوری کم گرفته و هم اکثرشان به روزه گرفتن متناوب عادت دارند. پیش از این، پژوهش دیگری نیز ثابت کرده بود که روزه گرفتن متناوب، مقاومت در برابر انسولین را بهبود بخشیده و از این طریق سطح قند خون را در بیماران شکر ثابت نگه‌می‌دارد. همچنین، روزه گرفتن متناوب، بر اساس یافته‌های یک پژوهش دیگر، سبب بهبود عملکرد مغز شده و مقاومت بدن را در مقابل استرس افزایش می‌بخشد. با اینحال، عادت کردن به روزه گرفتن متناوب اندکی دشوار است، به ویژه میان مردمانی که سه وعده غذا در روز، در فرهنگ شان جا افتاده باشد. پژوهشگران همچنین از گرسنگی، اندکی کج خلق بودن و نیز کاهش تمرکز به عنوان مشکلاتی یاد کرده اند که ممکن در جریان چند هفتۀ نخست روزه گرفتن متناوب دامنگیر افراد شود، اما به گفتۀ آنان پس از چند هفته بدن با این وضعیت عادت کرده و کسیکه روزۀ می‌گیرد بر این مشکلات گذرا نیز فایق خواهند آمد.

21 قوس 1398 / هاربور ایر که یک شرکت کانادایی است و طرح ساخت این هواپیما را اجرایی کرده‌است، می‌گوید که قرار است تا سال ۲۰۲۲ میلادی تمامی ناوگان این شرکت برقی شود. نخستین هواپیمای تجاری برقی جهان، در ونکوور کانادا به گونۀ آزمایشی به پرواز درآمد. شرکت‌های سازندۀ این هواپیما، می‌گویند که این هواپیما ظرفیت انتقال شش مسافر را دارد به اثر برق کار می‌کند.  پیش از این، از هواپیماهای برقی در نمایشگاهی در پاریس رونمایی شده بود. شرکت‌‎های سازندۀ این هواپیما می‌گویند که برقی سازی هواپیماها بخشی از تلاش‌های آن‌ها برای کاهش مصرف موادهای آلاینده است. هاربور ایر که یک شرکت کانادایی است و طرح ساخت این هواپیما را اجرایی کرده‌است، می‌گوید که قرار است تا سال ۲۰۲۲ میلادی تمامی ناوگان این شرکت برقی شود.

7 قوس 1398 / به این عکس نگاه کنید. بعید است تا پیش از این چنین تصویری از کهکشان راه شیری دیده باشید. این عکس را ستاره‌شناسان در مناطق غربی صحرای استرالیا از کهکشانی گرفته‌اند که در آن زندگی می‌کنیم. اگر چشم انسان می‌توانست امواج رادیویی را ببیند، با منظره‌ای روبه‌رو می‌شد که در این عکس می‌بینیم، عکسی که توسط رادیو تلسکوپ مورچیسون گرفته شده است. کارشناسان می‌گویند که بررسی کهکشان راه شیری مانند نگاه کردن به جنگلی پهناور از نقطه‌ای در میان همان جنگل است. تنها فرقش این است که دیگر درخت‌ها مزاحم دید شما نمی‌شوند و باید با گاز و غبار سر و کله بزنید. دکتر ناتاشا هرلی-واکر، ستاره‌شناس، برای خلق این عکس از مرکز ابررایانه پاسی در شهر پرت استرالیا کمک گرفته است. او می‌گوید "این تصاویر درست رو به مرکز راه شیری گرفته شده‌اند، یعنی در جهت ناحیه‌ای که بین ستاره‌شناسان به مرکز کهکشانی معروف است." کهکشان راه شیری دور این نقطه در حال گردش است. شما اگر از منظومه شمسی به طرف صورت فلکی کمان حرکت کنید، بعد از طی مسافتی در حدود ۲۴ هزار سال نوری به این نقطه می‌رسید. دکتر هرلی-واکر و همکارانش بقایای ۲۷ ستاره پرجرمی را که در پایان عمرشان به صورت ابرنواختر منفجر شده بودند کشف کردند. جرم ستاره‌هایی که در این انفجارهای مهیب از بین رفته‌اند بیش از هشت برابر جرم خورشید بوده است. دکتر هرلی-واکر می‌گوید هنگام بررسی داده‌ها به نکات شگفت‌آوری برخورده است. بقایای دو تا از ابرنواخترهایی که در عکس دیده می‌شوند "یتیم" بودند - به این معنی که در ناحیه‌ای از آسمان قرار داشتند که هیچ ستاره پرجرمی وجود ندارد. او می‌گوید "این مساله خیلی هیجان‌انگیز است، چون پیدا کردن بقایای ابرنواختری در این مرحله از حیات کار سختی است - بررسی چنین بقایایی مثل نگاه کردن به گذشته‌های دورتر راه شیری است."